سابقه روستا به روایت تاریخ

روستای اسفرجان ازنقاط سرسبزوییلاقی است که در فاصله 41 کیلومتری جنوب شرقی شهرضا واقع شده است سابقه تاریخی روستا به قرن هفتم هجری قمری ویاقبل از آن میرسد چنانچه درصفحه 107 بستان السیاحه درباره اسفرجان چنین آمده است ذ کر اسفرجان به کسر اول وسکون ثانی وفتح فا وسکون را قریه ای است که پانصد خانه دراوست خرم محلی است اسفرجان به جهت آبش ازرود گوارنده وهوایش به سردی مایل وفرخنده آن قریه در محل پست وبلند اتفاق افتاده اکثر فواکه سردسیری ممتاز خصوص گردکان وبادام وزردآلویش درآنجا امتیاز است مرامش شیعه ورند مشربند.

دراسفرجان سدی درقدیم ساخته شده است که به سد قتلغ شاه معروف است که به روی رودخانه ای بسته شده این سد قدیمی که اکنون هم آثاروویرانه های آن باقی است بطوریکه درافواه شهرت دارد درقدیم موقعی که آب فراوان پشت سد فراهم می شده زمینهای اطراف راتا شهرضا مشروب می نموده می گویند اسفرجان درگذشته جمعیتی بالغ بر 4000 نفر داشته که از روستاهای بزرگ ومرکز اقتصادی روستاهای همجوار ومرکز دادوستد عشایر ودیگر روستاها بوده است بنا به آمار ارائه شده اسفرجان درسال 1345 دارای جمعیتی بالغ بر3696 نفر بوده است که زبان آنان فارسی بدونه لهجه خاص وشیعه مذهبند

درمورد سد قتلغ شاه این نامه درتاریخ ایران درسلسله قراختاییان نوشته شده: قطب الدین شاه جهان دختری داشت بنام مخدوم شاه خان قتلغ که اورا امیر مبارزالدین محمد مظفری به عقد خود درآورد اکثر سلاطین آل مطفر ازفرزندان این زنند نتیجه اینکه این سد از عهد آل مظفراست که دراسفرجان بسته شده می توان به استناد فوق سد قتلغ شاه راازدوره آل مظفر دانست که مربوط به قرن هفتم هجری است

روایتی دیگر از سابقه تاریخی اسفرجان -این متن توسط غلامحسین حاج هاشمی در یکی از روزنامه های محلی سالها پیش نوشته شده است صحت وصقم آن با نویسنده است روستای اسفرجان در120کیلومتری جنوب اصفهان در دامنه کوه قرار گرفته است که بوسیله رودخانه زر چشمه یا زرین چشمه سیراب می شود نام اسفرجان مرجان معرب مهرگان بوده است انچه باعث اهمیت این منطقه شده است آب فراوان وهوای معتدل تابستانی بوده است درافسانه ها امده است که اولین بار این شهر را یکی از پسران گرگین بنا نهاد اما انچه از آثار مستند به دست می آید در حدود ده هزار سال پیش غارنشینانی در اینجا زندگی می کرده اند که غارهای ساخته شده انها هنوز پابرجاست دیگر آثار به جا مانده در این محل اسامی و نامهای مکان هاست که با وجود اینکه چندین هزار سال است شهر در زیر خاک مدفون شده است اما مکانها ومحلها همچنان پابرجاست و این از عجایب تاریخ است که جایی بعد از اینکه کلا بوسیله سیل وزلزله بکلی از میان می رود وخالی از سکنه می شود باز همان اسامی ومحلهای سابق به همان صورت اولیه 5000سال پیش نامیده می شود که این نشان دهند این است که اینجا سرزمینی بوده است معروف ومشهور و به احتمال قوی یکی از پایتخت های دوره ساسانیان بوده است یکی از اسامی به جا مانده مربوط به دوران ایلامی ها است معبدی بوده است در محلی که امروز بنام چغارک معروف است این معبد کوچکتر از معبد چغا زنبیل شوش بوده است وتا زمان بعد از اسلام نیز وجود داشته است زیرا با گسترش اسلام عده ای به اسلام می گرویده اند وعده ای به همان اعتقادات خود باقی می مانده اند ومسلمانان در برابر معبد چغارک مسجدی می سازند با همان وزن وقافیه بنام مسجدک که البته این دو محل فاصله زیادی از یکدیگر دارد ووسعت شهر کاملا مشهود بوده است این دو محل امروزه وجود دارند وبه همان نام خوانده می شوند

دورنمای منطقه چغادک وتختیا که گفته می شود روزگاری منطقه اصلی مسکونی روستا در این قسمت که سمت جنوب غربی رودخانه قرار دارد بوده وتپه ای دراین محل بنام جل کفتری وجود دارد که بر بالای آن اثرات وجود قلعه بزرگی را به آسانی می توان مشاهده کرد

دومین محل باقیمانده از دوران قدیم آتشکده هاراگورا یا هرپارت که امروز به همان نام هاراگورا معروف است و در دوران بعد از اسلام این اتشکده همانند سایر اتشکده ها تبدیل به مسجد می شود که امروز مسجدی که بر روی این آتشکده ساخته شده باقی است بنام مسجد ملک احمدی این اتشکده تا زمان هخامنشیان محل مقدس وعبادتگاه مهر پرستان بوده است تا اینکه در زمان ساسانیان به اوج قدرت خود می رسد وشاید یکی از پایتخت های مذهبی دوران ساسانیان بوده است وعید مهرگان بوسیله موبدان در این معبد برگزار می شده این آتشکده از نوع آتشکدهای علامتی بوده است ودرست روبروی آتشکده ایزد خواست که آن هم امروز تبدیل به مسجد گردیده قرار داردسومین اثر به جا مانده نام تاریخی اسفرجان است اسفرجان معرب مهرجان ومهرگان بوده است در تعدیم البدان تالیف ابوافدا آمده است که مهرجان را کسری قباد به مهرگان ملقب ساخت به سبب گوارایی وخوشی هوا وسبزی صحرایش در جغرافیای تاریخی تالیف محمد تقی خان حکیم امده است مرجان معرب مهرگان است از بناهای قباد فیروز انوشیروان ملک دادگر است وروز شانزدهم مهر را پارسیان جشن می کرفتند و به علت غلبه کاوه بر ضحاک ونشستن بر تخت فریدون در این روز در کتاب آثار الباقیه تالیف ابو ریحان بیرونی ترجمه احمد دانا سرشت آمده است عید مهرگان روز شانزدهم مهر است که عید بزرگی است وگویند مهر نام آقتاب است وچون در آن روز آفتاب بر اهل عالم پیدا شده است مهرگان گویند چهارمین اثر به جا مانده که هنوز قسمتهایی از آن باقی است سدی است قدیمی که از عجایب معماری ومهندسی مردم آن روزگار بوده است وبا وجود فراوانی آب احداث این سد در زمانهای قدیم گویای بزرگی وعظمت این شهر بوده است تاریخ ساخت ان معلوم نیست و امروز به نام سد قتلغشاه یکی از سرداران الجایتو که در سال 706قمری وفات یافته معروف است گرچه در زمان الجایتو کارهای عمران وآبادی صورت گرفته اما به احتمال قوی ساختمان سد باز می گردد به دوران ساسانیان و به احتمال زیاد در زمان فیروز انوشیروان ساخته شده است که شاید بتوان از روی مصالح ودیواره های باقیمانده قدمت آن را مشخص کرد .

نکته جالبی که در رابطه با معماری و محل انتخاب سد در گذشته وجود داشته لازم است به این مورد اشاره شود که در چند سال اخیر که قرار شده بود سدی به روی رودخانه اسفرجان بر پا گردد که طرح وپروژه ان پس از تحقیق چند ساله به بوته فراموشی سپرده شد باز با تحقیقات ونه حلقه چاههای گمانه زنی که در محل انجام گرفت بهترین محل برای سد باز همان محل قبلی سد تشخیص داده شد.

مرکزیت روستا نسبت به روستاهای دیگر از نظر اجتماعی اقتصادی ومشاغل موجود درروستا

با توجه به اینکه روستای اسفرجان روستای بسیار بزرگی در بین روستاهای دیگر از نظر جمعیتی و ومساحت بوده است واز جمله روستاهای پررونق از نظر اقتصادی بوده است ونسبت به روستاهای اطراف دارای مرکزیت بوده است (روستاهای اطراف شامل هونجان-یحیی آباد-کرویه-مقصود بیک وامین آباد و...)بنابراین از روستاهای اطراف مردم درگذشته برای خرید وفروش وتهیه مایحتاج مورد نیاز خود ویا مداوای بیماران به این روستا رفت وآمد زیادی داشته اند حتی در آن زمان که روستا های اطراف فاقد وسیله نقلیه موتوری برای رفتن به نزدیک ترین شهرکه شهرضا بوده است ابتدا به اسفرجان می آمده اند وسپس بوسیله اتوبوس ویا کامیون خود را به شهرضا می رسانده اند البته همه مایحتاج آنان در اینجا بعلت اینکه که کسبه از شهرضا اجناس مورد نیاز آنان را فراهم میکرده اند وجود داشته است واز نظر اقتصادی رونقی بیش از حال وجود داشته است چون عشایر هم برای معاملات وتعویض اجناس خود به روستا رفت وآمد زیادی داشته اندهمچنین روستا بطور کامل از نظر وجود مشاغل مورد نیاز مردم خود کفا بوده تمامی نیاز های روزمره مردم درزمینه های مختلف بوسیله صنعت گران انجام می شده است از جمله مشاغلی که در گذشته در روستا وجود داشته وبعضی از آنها درحال حاضر وجود ندارد عبارتند از آهنگری که درروستا درمحله های مختلف استادان زبر دستی بوده اند که از ساخت قفل وکلید وکارد داس گرفته تا وسایل دیگر نیاز مردم را تامین میکرده اند یکی دیگر از مشاغل گیوه دوزی وتخت کشی بوده که استادان متبحری در این رشته فعالیت داشته اند که اکنون این حرفه کاملا ازبین رفته است مردم روستا نیز درزمینه رنگرزی تاروپود قالی و ان وقت ها که قالی بافی بسیار پررونق بوده است بی نیاز بوده اند روستا دارای چند کارگاه رنگرزی بوده که تاچندین سال پیش نیز فعالیت داشته اند همچنین در زمینه نجاری درب وپنجره هایساخته شده توسط نجاران که از چوب گردو بوده وهنوز درخانه های قدیمی آثار آنها قابل مشاهده است یکی از نکات جالبی که در این روستا قابل اشاره است نمایندگی روزنامه های کیهان واطلاعات وتوفیق و ندای شهرضابود که در چند دهه قبل کار توزیع روزنامه را برای روزنامه خوانان آن زمان بعهده داشت روزنامه توسط اتوبوس به روستا می رسید وتوسط آقای حاج رحمان حاج هاشمی که داروخانه کوچکی را نیز اداره میکرد بین خوانندگان ومشترکین توزیع می شد در آن زمان روستا در پایین ده یعنی محله پایین ومحله بالا دودستگاه اتوبوس داشت که صبح ها از روستا مسافرین را به شهرضا میبرد وهنگام غروب مسافرین ووسایل مورد نیاز مردم را به روستا می آورد نسبت به اکنون از وضعیت حمل ونقل مرتب تر وبهتری برخورداربود درمحله ای که معروف به بلند بود در کنار گاراژ اتوبوس حتی قهوه خانه ومسافرخانه ای وجود داشت که به مسافرینی که از روستاهای دیگر برای رفتن به روستای خود مجبور به ماندن بودند خدمات ارایه می داد

وضعیت اقتصادی روستا در گذشته وحال روستای اسفرجان درچند دهه گذشته از نظر اقتصادی دارای کسب وکار پررونقی بوده است ویکی از روستاهای موفق وپرمشغله بوده است انواع مواد ومایحتاج خوراکی وپوشاکی و دیگر لوازم ووسایل مورد نیاز یا در روستا تولید می شده با از شهرضا که نزدیکترین شهر به اسفرجان می شده عرضه میگردیده بطوریکه نسبت به روستاهای اطراف دارای مرکزیت بوده وبرای خرید وفروش ومعامله وتعویض اجنا س خود از روستاهای همجوار به اینجا می آمده اند از نظر محصولات تولیدی وکشاورزی ومواد غذایی کاملا خود کفا بوده وبخشی از نیاز شهر ها را نیز تامین میکرده است همچنین مشاغلی از فبیل نجاری وآهنگری وپینه دوزی وگیوه دوزی بسیار فعال بوده ود راین زمینه نیاز عشایر اطراف روستا به آن کاملا وابسته بوده است د رهر منزلی دام وطیور برای تامین مصارف خانواده وروستا وجود داشته است شیر ولبنیات وتخم مرغ وگوشت و دیگر موادغذایی به وفور درروستا یافت می شده وبعلت قرار گرفتن بر سر راه حنا وکمه ودیگر روستاهای سمیرم گذشته پررونقی داشته است از میوه های مرغوب روستا برای تهیه انواع خشکبار که جنبه صادرات نیز برای روستا وبرای ساکنان آن ممر درآمد فراوانی نیز بوده که شامل گردو وبادام وآلبالو وزرد آلو وانگور وکشمش برگه زردآلو وجوزقند وغیره می شده است دامپروری وکشاورزی رونق بسیار داشته واز نظر گندم وجو وحبوبات به خودکفایی رسیده بود در زمستانها آجیل شبهای بلند زمستانی درپشت کرسی تمام درروستا تهیه می شده است درحال حاضر متاسفانه با توجه به کوچ طبقه جوانان جویای کار به شهرها واز کارافتادگی جمعیت موجود که تعدادی از پیرمردان وپیرزنان هستند رونق اقتصادی گذشته به هیچ روی وجود ندارد وفقط یاد وخاطرات آن در اذهان به یادگارمانده است حتی متاسفانه دیگر کمتر کسی مبادرت به تهیه خشکبار می کند و اگر محصولی از دست سرما وتگرگ وطوفان جان سالم به در ببرد توسط واسطه ها به شهر سرازیر می گردد دیگر از آن همه مرغ وخروس محلی وگاووگوسفند در منازل اثری به جای نمانده است بط.ریکه اگر یکروز جلوی عبورومرور انواع وانت بارهای کوچک به روستا گرفته شود که حاوی انواع مواد غذایی از شیرپاستوریزه گرفته تا آرد وشکر وروغن وغیره مردم روستا با مشکل بسیار بزرگی روبرو خواهند شد درگذشته هنگام پخت نان در منازل بوی نان تازه تا چند محله آن طرفتر به مشام میرسید وامروز علاوه براینکه پخت نان توسط چند نانوایی انجام میگیرد آرد از شهرها به روستا آورده میشود امروزه حتی عشایر به تنور گازی وکپسول گاز وابسته شده اند زندگی شهری تاثیر های منفی خود را نیز بر اهالی گذاشته است وچنان وابستگی به تکنولژی برای آنان فراهم ساخته که اگر ساعتی آب وبرق روستا قطع شود زندگی درروستا را کاملا فلج خواهد کرد روستایی که تا چند دهه پیش در تمام زمینه ها کاملا خودکفا بوده است با آشنایی با زندگی شهری به یک مصرف کننده نیازمند تبدیل شده است البته میتوان ادعا کرد که زندگی بشر در نتیجه پیشرفت تکنولژی وماشین آلات راحت تر شده است ولی به قیمت از دست دادن آرامش وآسایش وصفا وصمیمیتی که بر زندگانی فردفرد مردم ساده وبی آلایش روستا درگذشته حاکم بوده است که این پرسش پیش می آید که آیا ارزش آن را داشته است که هرکس با تعبیر خاص خود می تواند به آن پاسخ گوید راستی یادش به خیر بوی کاهگل بارانزده که آهن وآجر جای آنرا گرفته بوی نان تازه و یا حتی بوی بز و پشم گوسفندانی که دیگر وجو خارجی ندارند روستایی که به قول اهالی مانند قهوه خانه ای است که باید پول را در شهر ها در آورد ودر اینجا خرج کرد. 

 

 

اما ادبیات این روستا

1.دنده dondeh :همان زنبور که البته اشاره به همه ی انواع زنبور دارد البته بر نگارنده وج تشابه دنده و زنبور همچنان پوشیده است!

2.تنده tandeh : هسته ی میوه که البته بیشتر به هسته ی زردالو ا اطلاق  می شود البته در بعضی متون کهن این واژه برای آلبالو نیز به کار رفته

3. برگه borge: چینه  دیفال این واژه لازم به ذکر است که بسیار هنری می باشد به طوری که در کتیبه های یافت شده در قلتشاه(ر.ک مدخل مربوطه) آمده است : گربه رو نیا کن رو برگه. که در این جمله به وضوح استفاده از صنعت ادبی جناس ناقص دیده می شود

4.اویشا oysha : ورودی خانه همان دالون

 5.گاب و گیچ gab va gich اشاره دارد به احشام و چهارپایان و بیشتر در مورد گاو و گوساله استفاده می شود

6.جوغ بند jooghband:جوی بند در لغت یعنی جایی که جوی ها بسته می شوند اما در عمل جایی است که پدر بزرگ نگارنده به صورت کنترات همه ی امور مربوط به کاشت و داشت و برداشتش رو انجام می ده و خلاصه پدر خوانده ایه واسه خودش

7.کب keb : همان کرم. مثال: آلبالیا امسالو کب زده!

8.قلتشاه  gholteshah : بسیاری از علما بر این عقیده اند که شاهی بوده به اسم طغرل شاه و حالا نام مکانی خوشگیل

9.خر حج رضا: نمادی از پایداری صبوری استقامت و ایستادگی که دست آخر از جور زمانه اقدام به خودکشی از نوع خود سوزی کرده و به افسانه ها پیوست معروف است که می گویند 3 چیز هستند که در برابر سختی ها مقاومت دلیرانه ای از خود نشان دادند یکی خر حج رضا یکی خر حج خدابخش و یکی موتور ناصر شاه حسن

10.سحله sahale : این واژه تخصصی به معنای همان سحری می باشد. وعده غذایی که در ماه رمضون تناول می شود.

11.فیلته filteh:همان فیتیله تکه پارچه ای که آن را در چراغ قرار دهند و آن را روشن می کنند

12. آلادین aladin: چراغ علائدین که فیلته در آن کاربرد داشته است که البته الان تقریبا منسوخ شده و دوستان نوستالژی باز از اون استفاده می کنند

13. درجن darjan: واحد شمارش قوطی کبریت

14.گوگردgoogerd: همان کبریت

15.علفهalefeh همان علوفه. مخلوطی از هر چیزی که گاب و گیچ بتواند بخورد.

16.سدرم sadaram واحدی است برای شمارش

17. پولک powlek: خرمن. تپه ی کوچکی که از گندم یا ینجه ساخته می شود

18.کاموا kamva:نگارنده و بسیاری از علما بر این عقیده اند که این کلمه تغییر شکل یافته ی واژه ی کمباین می باشد که به علت کمبود امکانات به این شکل در آمده و از آن برای خورد کردن گندم استفاده می شود

19.قوت ghooot: به معنای هیچی. مثال: قوت پول ندارم

20.وخم vakhm: وقف . مثال: این باغ وخمه : این باغ را وقف کرده اند

21. هیلی hili :هولی. هولو.هلو. نوعی میوه که بر نگارنده پوشیده است چرا نوع اسفرجونیش با همه ی انواع دیگه فرق می کنه

22.جویزاغی joizaghi: چیزی خوردنی که با هلو درست می شود و فکر کنم فقط مال اسفرجونه

23خطه khatteh : همان جاده.راه. جایی که وسایل نقلیه از آن عبور می کنند

24.اویسار oysar: همان افسار یا در بعضی متون ابسار! وسیله ای که با آ« چهار پایان را هدایت می کنند.

25.خنج khenj : به نوعی کرم اطلاق می شود که مورد علاقه ی شدید مرغ و خروس و سایر ماکیان می باشد. البته علمای اهل فن آلبالوی نرسیده را نیز خنج گویند

25.کتی koti :  زردالوی نرسیده.چاقاله ی گنده.با رابطه ی غوره و انگور نسبت مستقیم دارد.

26.کودی kuooodi: لطفا هنگام تلفظ ک زبان را به سقف بچسبانید. همان کدو. نوعی میوه یا سبزی یا خلاصه هرچی..

27.پرتاقار portaghar : همان پرتقال. نوعی میئه از مرکبات

28.هویچین hochin : تلفظ این کلمه بسیار دشوار است و برای ادای آن باید از صدای شوا در انگلیسی استفاده کنید . همان چاردنده. کارایی بسیاری دارد در خورد کردن گندم و حمل و نقل کاه حاصله

29.هلووه  halowe: باران و برفی که با هم قاطی شود و ببارد

بقیه کلمه ها و ترکیبات تازه رو هرچی نگارنده فکر می کنه یادش نمیاد  ایشالا بقیه اسفرجون شناسی بمونه واسه بعد

 

 

اطلاعات آماری اسفرجان

 

عکسهای تور دوچرخه سواری اسفرجان

 

 

عبور از رودخانه هونجان - زر چشمه