این چه جهانی است كه نوشیدن می نا رواست!؟ این چه بهشتی است در آن خوردن گندم خطاست!؟(همای)

این چه جهانی است؟! این چه بهشتی است؟!
این چه جهانی است كه نوشیدن می نا رواست!؟ این چه بهشتی است در آن خوردن گندم خطاست!؟
آی رفیق این ره انصاف نیست، این جفاست راست بگو راست بگوراست فردوس برینت كجاست!؟
راستی آنجا هم هر كس و ناكس خداست؟! راست بگو راست بگو راست فردوس برینت كجاست!؟
بر همه گویند كه هشیار باش، بر در فردوس نشیند كسی، تا كه به درگاه قیامت رسی
از تو بپرسد كه در راه عشق، پیرو زرتشت بدی یا مسیح، دوزخ ما چشم به راه شماست
راست بگو راست بگو راست آنجا نیز، باز همین ماجراست؟! راست بگو راست بگوراست فردوس برینت كجاست!؟
اینهمه تكرار مكن می همای، كفر مگو شكوه مكن بر خدا
پای از این در كه نهادی برون، در قل و زنجیر برندت بهشت
بهشت همان ناكجاست، بهشت همان ناكجاست، وای به حالت همای
وای به حالت، این سر سنگین تو از تن جداست
نه نه نه نه، توبه كنم باز، حق باشماست

 

دانلود اجرای تصویری کنسرت همای - تصنیف " این چه جهانیست "
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، ،،،،،،،،،،،
دانلود صوتی کنسرت همای - تصنیف " این چه جهانیست "
: 4shared
: mediafire
ادامه نوشته

ُSMS

مردها مثل الکل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند.... ستاد یادآوری فرصت ها به بانوان


در زندگي هر دختري يك سوال هست كه تا آخر عمر او را همراهي مي‌كند . . . . . . . . . . . . . حالا چي بپوشم؟


زنها دو وقت گریه می کنن : ۱ - وقتی فریب می خورن ! ۲ - وقتی می خوان فریب بدن!!


آدم تا وقتى زن نداره ، فقط زن نداره ، وقتى زن داره ، فقط زن داره !


شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد! رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !


چو هرگز نیابی نشانی ز شوی / ز گهواره تا گور دانش بجوی. ستاد تشویق دختران به درس خواندن

نام مرد در موبايل زنها : آشنايى: مرد روياهام / نامزدى: عشقم / ازدواج: هم نفسم / 1 ماه بعد: جان دلم / 2 ماه بعد: سايه سرم / 3 ماه بعد: شوهرم / 1 سال بعد: آقا بالاسر / 2 سال بعد: بخور بخواب / 3 سال بعد: نره غول / 4 سال بعد: لندهور / بعد از 5 سال: مرتيكه نفهم بى شعور، مفت خور نمك به حروم بى چشم و رو!

شوهره میاد خونه به زنش می گه: من برای شام دوستمو دعوت کردم خونه مون. زنش می گه: چرا این کار رو کردی؟ ببین خونه چقدر به هم ریخته است، ظرفا کثیفن، هیچی هم برای خوردن تو یخچال نیست. شوهره می گه: می دونم، ولی اشکالی نداره. زنه می گه: اگه می دونی، پس چرا دوستت رو دعوت کردی؟ شوهر می گه: آخه اون زده به سرش بره زن بگیره!

بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن / بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن / بزرگترین جهاد؟ شوهر کشتن / بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن / بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن / بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر !


نام همسر در موبايل آقايون: بعد١ماه:عزيزم / بعد٢ماه:خانمم / بعد٣ماه: همسرم / بعد١سال:منزل / بعد٢سال: هيتلر / بعد٣سال:عزرائيل / بعد٤سال: unknown


زن: اوه! نیگا کن ببین پشه چه جوری دستمو زخم کرده!! شوهر با بی حوصلگی میگه: ببین محض رضای خدا بس کن، این لوس بازی ها مال وقتی بود که هنوز ازدواج نکرده بودیم !!


ابتدا خداوند زمین را آفرید سپس استراحت کرد ، بعد مرد را آفرید سپس استراحت کرد آنگاه زن را آفرید سپس نه خدا استراحت کرد نه مرد نه زمین !!!

خانومایی که پول دارن میرند دماغشونو عمل میکنند ، اونایی که پول ندارند میگن که نباید در کار خدا دخالت کرد!!


اگه گفتید شباهت “زن” با “گردباد” چیه؟ جفتشون اول که میان با هیجان وارد زندگیت میشن.. و جفتشون موقع رفتن خونه، ماشین، و همه زندگیتو با خودشون می برن

دختر غضنفر پول نداشته دماغشو عمل کنه، سر دماغشو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!

به زنی که همیشه میدونه شوهرش کجاست چی میگن؟ (بیوه)

خداوند مرد را آفريد، و به زن ها قول داد مرد ايده آل را میتوان در هر "گوشه" زمين پيدا كرد و زمين را "گرد" آفريد تا گوشه نداشته باشد..

زنم نشدیم غذا مون بسوزه بگیم نه نسوخته فقط غلظتشو بردم بالا خوشمزه بشه

 

 

به لره میگن: خدا رو میشناسی؟
میگه: وقتی رفت و آمد نباشه از کجا بشناسم!

يه روز معلم به شاگرداش ميگه: بچه ها بيايد بريم براي اومدن بارون دعا کنيم.
بچه ها میگن: دعاي ما که برآورده نمي شه!
معلم ميگه: چرا؟ دعاهاي شما برآورده مي شه!
بچه ها میگن: اگه دعاي ما برآورده مي شد که تا الان شما صد بار مرده بودین

ترجیح میدهم در فیس بوک باشم و به درس خواندن فکر کنم تا اینکه در حال درس خواندن باشم و به فیس بوک فکر کنم.
(یکی از فامیل های دور دکتر شریعتی).

ای کسانی که ایمان آوردید، جدی جدی ایمان آوردید؟ دیگه آیه نازل نکنیم؟ ردیفه؟

ديشب خواب ديدم ازدواج كردم صبح بلند شدم صدقه دادم!

نصیحت غضنفر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش...
بی توجه از بغلش رد شو... این کار از صدتا فحش براش بدتره.

خدا رو شکر زمان شاه اینترنت نبود ، وگرنه بابابزرگامون میگفتن یادش بخیر زمان شاه اینترنت با سرعت خداتا میدادن دوزار

چند روز پیش اتفاقی توی یه مجله یه مطلب خیلی تکون دهنده درباره مضرات سیگار خوندم که واقعا شوکم کرد ،
منم تصمیم گرفتم دیگه مجله نخونم ...!!

این فیسبوک مارو چی فرض کرده؟
هرچی در و داف عروسک هستش این بغلش نشون میده
میگه ممکنه بشناسیشون!
نوکرتم من اگه اینارو می‌شناختم
که فیسبوک نمیومدم آخه...!!!

خدایا شکرت كه به کمک فيس بوك ، تونستیم به مفهوم دقیق این مطلب پی‌ ببریم : "یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه , تو دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشی

اگه ایران الان یه کشور خیلی پیشرفته بود، مطمئن باشید الان ما تو یه کشور عقب افتاده بدنیا میومدیم،
که به دنبال گرفتن اقامت و گرین کارت ایران بودیم!!

یکی از دوستان تعریف می‌کرد که یه بار سر یه چارراه، یه دونه از این وانت سبزی فروشا، چراغ قرمزو رد کرد.
پلیسه از تو بلندگوش گفت : وانت کجا مییرییییییییییی؟ وانت تو بلندگوش گفت : دارم می‌رم خونه!!!

 

شاعر سلطان محمود غزنوی

گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری (احتمالا عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه ...
شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت.


شاعر سرود :

سال ها بود تو را می کردم
همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که به من می دادی
درس آزادگی و مهر و وفا

همه کردند چرا ما نکنیم
وصف روی گل زیبای تو را

تا ته دسته فرو خواهم کرد
خنجر خود به گلوگاه نگاه

تو اگر خم نشوی تو نرود
قد رعنای تو از این درگاه

مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش
به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش

یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم
صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست
کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن
نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال

چهارمین کنفرانس ملی مهندسی و مدیریت نوآوری

چهارمین کنفرانس ملی مهندسی و مدیریت نوآوری
و اولین جشنواره سازمان های نوآور ایران


تلفن دبیرخانه کنفرانس
44952661-3

http://NoavariConf.com

 

 

بدینوسیله به استحضار کلیه مخاطبان می رساند که زمان برگزاری کنفرانس به هفتم و هشتم خرداد ماه 91 موکول شد

 

 

Photo Reading

سمینار رایگان

گروه تخصصی مطالعه شریف (جهاد دانشگاهی دانشگاه صنعتی شریف) برگزار می کند:

آخرین روش ها و تکنیکهای تندخوانی و تقویت حافظه در جهان و ایران
Photo Reading


www.sitsd.com

آیا می دانید از این پس می توانید با سرعت نگاه کردن یک عکس صفحات یک کتاب را بخوانید و با همان سرعت مطالب را بخاطر بسپارید؟!!!!

سمینار آموزشی کاملاً کاربردی در مدت 2 ساعت!

برای دانلود رایگان فصل اول تنها کتاب روش تندخوانی Photo Reading در جهان که به فارسی ترجمه شده اینجا کلیک کنید.


مکان: سالن همایشهای جهاد دانشگاهی صنعتی شریف (حداکثر ظرفیت 150 نفر)

 

مخاطبین این سمینار:

·         دانشجویان و دانش آموزان مقاطع مختلف که می خواهند کنکور بدهند.

·         دانشجویان زبان انگلیسی که نیاز به حفظ لغات و اصطلاحات سنگین انگلیسی را دارند. (امتحانات IELTS و TOFEL)

·         مدیرانی که نیاز به مطالعه دارند اما وقت بسیار کمی دارند.

·         و در نهایت همه کسانی که به مطالعه علاقه مندند و می خواهند کتاب های بیشتری را در زمان کمتری بخوانند.




 

علم؟ کمپرسی؟ کدام؟!

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/27/09.jpg

قحطی

اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه سيب داشت گيرمان مي آمد حسابي كيف مي كرديم. سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد و ويفر شكلاتي يام يام تنها دلخوشي كودكي بود. صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت، بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد، خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب. روغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود، نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت و پو شيدن كفش آديداس يك رويا بود. همه اينها بود، بمب هم بود و موشك و شهيد و ... اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد! يادم هست با تمام فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود. همسايه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهرباني بود، خب درد هم بود. امروز اما فروشگاه هاي مملو از اجناس لوكس خارجي در هر محله و گوشه كناري به چشم مي خورند و هرچه بخواهيد و نخواهيد در آنها هست. از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوي خارجي، لباس و لوازم آرايش تا موبايل و تبلت، داروهاي لاغري تا صندلي هاي ماساژور، نوشابه انرژي زا تا بستني با روكش طلا، رينگ اسپرت تا... و حال با تن هاي فربه، تكيه زده بر صندلي ها نرم اتومبيل هاي گرانقيمت از شنيدن كلمه قحطي به لرزه افتاده به سوي بازارها هجوم مي بريم. مبادا تي شرت بنتون گيرمان نيايد! مبادا زيتون مديترانه ايي ناياب شود! ويسكي گيرمان نيايد چي!؟ اشتهايمان براي مصرف، تجمل، پز دادن و له كردن ديگران سيري ناپذير شده است. ورشكسته شدن انتشارت، بي سوادي دانشجوهامان، بي سوادي استادها، عقب افتادگي در علم و فرهنگ و هنر، تعطيلي مراكز ادبي فرهنگي و هنري و ... برايمان مهم نيست ولي از گران شدن ادكلن مورد علاقم مان سخت نگرانيم! ... مي شود كتابها نوشت... خلاصه اينكه اين روزها لبخند جايش را به پرخاش داده و مهرباني به خشم. هركس تنها به فكر خويش است به فكر تن خويش! قحطي امروز قحطي انسانيت است قحطي همدلي قحطي عشق!

ماجـرای کـلاغ عـــاشــق!



یه روزی آقـــای کـــلاغ،
یا به قول بعضیا جناب زاغ

رو دوچرخه پا می‌زد،
رد شدش از دم باغ



ادامه نوشته

زندگی بدون مهندسین!

مهندسین الکترونیک
زندگی بدون مهندسین! | HiPersian.com
مهندسین مکانیک
زندگی بدون مهندسین! | HiPersian.com
مهندسین عمران
زندگی بدون مهندسین! | HiPersian.com
مهندسین ارتباطات
زندگی بدون مهندسین! | HiPersian.com
مهندسین کامپیوتر
زندگی بدون مهندسین! | HiPersian.com
مهندسین هوا فضا
زندگی بدون مهندسین! | HiPersian.com
مهندسین برق
زندگی بدون مهندسین! | HiPersian.com
__._,

فقط یک ایرانی می تواند ....

فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره ، پارک بره ، ورزش هم کنه بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه :))

فقط یه ایرانی میتونه كند بودن رشد موهاشو بندازه گردن دست سنگين آرايشگر!

فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!

اونوقت شب عروسی ؛ رسماً هیچی نمی پوشن  :)))

فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه!

فقط توی ایران مدارسو پنشنبه ها تعطیل میکنن ولی به جاش بقیه هفته رو براش کلاس جبرانی در نظر میگیرن!!!

فقط یک ایرانی میتونه این مدلی تعمیر کنه:
۱- درشو باز کردن و فوت کردن.
۲-کامل باز کردن و دوباره بستن 
۳-محکم زدن(مثل به پشت کنترل تلویزیون).

فقط آسمون ایران میتونه : کمی ! تا قسمتی! نیمه ابری! همراه با بارش پراکنده!در برخی از نقاط باشه. . . ( آخر ادبیاته این جمله)! :

فقط در تهران که مردم شمال شهردر سال 2011میلادی و مردم جنوب شهر در سال 70 هجری قمری زندگی میکنن!

تنها ايرانيان كه وقتي ميخوان از خيابون رد شن به جا اينكه به چراغ عابر نگاه كنند به ماشينا نگاه ميكنن كه كی خلوت ميشه سريع رد شن!

اگه ورزشی به نام "سگ دو" وجود داشت ما ایرانیا حتما توش می تونستیم یه خودی نشون بدیم... !!!

فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ,نوشابه رو با آبگوشت ؛ سبزی رو با کوکوسبزی ؛ و کالباس رو با نون سنگک بخوره!

فقط یه ایرانی میتونه بره قشم لباس بياره تو خونه بفروشه و بگه اينارو از دبی و تركيه اوردم!

فقط یه ایرانی میتونه جلوی خودپرداز بانک با دیدن جمله لطفا منتظر بمانید استرس رو با بیشترین فشار تحمل کنه و با نگاهی ملتمسانه به دستگاه تو دلش بگه که اگه پول نمیدی جون هرکی دوست داری کارتم رو بده و بعد از دیدن جمله دستگاه  در حال شمارش وجه می باشد به ناگاه آرامش تمام وجودش رو فرا بگیره دقیقا مثل فرود موفقیت آمیز هواپیما اونم در فرودگاه مشهد  !!!

فقط یه ایرانی میتونه وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه  :)))

فقط یه ایرانی میتونه اول از دستشویی بیاد بیرون بعد زیپ و کمربندشو ببنده  :
فقط یه ایرونی میتونه اینجوری آشپزی کنه و به نظرش هم آخر برنامه آشپزیه!
آشپزی سامان گلریز: ماهیتابه چدنی دسینی رو میذارید روی گاز پنج شعله سامسونگ که با ضمانت سام سرویس عرضه میشه,یه کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش و یا از کره اطلس طلایی استفاده کنید, دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازید داخلش,اگر در حین کار خسته شدید میتونید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید,دیدید که چه سریع یه غذای خوب آماده شد! تا برنامه بعد همتون رو میسپارم به خدای بزرگ و بیمه سینا و ایران و دانا  !!

فقط یه ایرانی میتونه وقتی مامور آمارگیر میاد در خونه اشون،بگه شرمنده من اینجا مهمونم,صاحبخونه رفته مسافرت!

فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه /:

فقط یه ایرانی میتونه بـــــه نوشابـــــه "نارنـــجــی" بگــــه "زرد"!

فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه!

فقط یه ایرانی میتونه طوری زل زل نگات کنه تو خیابان که نفهمی خوشگلی یا زیپت بازه !

فقط در ایران:
از هر 2 تا تبلیغ تلویزیون یکی تبلیغ بانکه ، ولی مردم هر روز فقیر تر میشند 
از هر 2 روز هفته یکیش تعطیله اما باز مردم افسرده تر میشند
از هر 2 نفر توی خیابون یه نفر لیسانس داره اما باز مردم بیکار تر میشند
از هر 2 تا خونه یکیش نوسازه اما مردم باز بی خانمان تر میشند
از هر 2 نفر یکی دماغش رو عمل کرده اما باز قیافه ها زیبا نمیشند 
از هر 2 نفر یکی حاجی شده اما باز مردم بی خدا تر میشند!

فقط یه ایرانی میتونه از بی قانـــونی مملکت بنـــالـــه اما موقــــع دعـــوا و درگیـــــری بگـــــه مملکت قانــــون داره!

فقط یه زن ایرانی میتونه 
درباره زندگی دخترش بگه: شوهرش خیلی خوبه همش میبرتش مسافرت و تو خونه هم خیلی کمکش میکنه حتی پوشک بچه را هم خودش عوض میکنه ، دخترم خوشبخت شد واقعا!
درباره زندگی پسرش بگه:بیچاره هر چی پول در میاره باید خرج سفرهای خانم کنه!  از سر کار هم که خسته میاد خونه خانمش کلی ازش کار میکشه حتی زورش میاد پوشک بچشو خودش عوض کنه، پسرم بد بخت شد واقعا!!!

فقط در ایران 
کارت شارژیو که مغازه دار4700میخره و ما 5500میخریم و 4900 شارژ میکنه بهش میگن 5000 تومنی  !!!

فقط یه معلم ایرانی میتونه(البته از نوع اول دبستانی) بری ترسوندن دانش آموزاش و زود خوابیدن اونا بهشون بگه:من رفتارای شما رو تو خونه با دوربین میبینم!:)))

فقط یه کارخونه ایرانـــی می تونـــــه بهــــت یه بستـــــه هوا بــــده که توش چــند تا دوونـــه چیپس هم اشانتــــیون باشــــــــه!
فقط يه كودك ايراني وقتي ميره تو صف نونوايي هرچي صبر مي‌كنه مي‌بينه همش آخره صفه!

اینجا ایران است یعنی:

ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟

ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین؟ چنده؟

فقط یه ایرانی میتونه وقتی توی مهمونی یا عروسی آب خوردن گیرش نیاد، قرص قندش رو با یک لیوان نوشابه بخوره!

فقط یه ایرانی میتونه وقتی تو ایرانه همش دنبال جانی واکر و شراب فرانسوی و رستورانای مکزیکی و ایتالیایی باشه، بعد وقتی رفت خارج در به در بگرده دنبال دوغ آبعلی و شراب شیراز و شربت سکنجبین و رب یک و یک  !

فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ريموت قفل كنه, ولی بعدش 4 تا دستگيره رو امتحان كنه که ببيــنـه قفل شده يا نه!  

 

فایل سخنرانی های ارائه شده در سمینار تخصصی ارزیابی عملکرد سازمانی و فردی

 

سمینار تخصصی ارزیابی عملکرد "سازمانی و فردی"

ادامه نوشته

اولین سمینار تخصصی اجرای استراتژی

اولین سمینار تخصصی اجرای استراتژی

سالن همایش هتل المپیک-8اسفندماه

 

تلفن دبیرخانه:14-88578913 و 77483640

آدرس سایت pbita.com:

برای یک سازمان چه چیزی مهمتر از اجرای موفیقت آمیز استراتژی است؟ چرا که اجرای استراتژی نحوه خلق ارزش برای سهامداران را تعیین می کند که البته هیچ چیز مهمتر از آن نیست. مطالعات کاپلان و نورتون نشان داده است که 85 تا 90 درصد سازمان­ها در اجرای استراتژی خود با شکست مواجه شده­اند. این مطالعات نشان داده است که علت اصلی فقدان همسویی است. سازمان­هایی که بر استراتژیهای­شان تمرکز ندارند نمی­توانند آن را اجرا کنند.

 

 

 

 

 

 
 
 
 
ادامه نوشته

سوال خیانت

یک موسسه بین المللی تحقیقی در مورد خیانت مردان به زنان انجام میداد و از زنهای کشورهای مختلف جهان این سوال رو پرسید:
اگر شوهرتون رو با زن دیگری تو رختخواب ببینید با شوهرتون چیکار میکنید ؟
زن سوئیسی : ازش میپرسم از چی من خوشش نیومده
زن روسیه ای : خونه رو ترک میکنم
زن فرانسوی : میرم پیش دوست پسرم تا بهم تسلی خاطر بده
زن ایتالیایی : اون زن رو میکشم
زن اسپانیایی : شوهرم رو میکشم
زن آمریکایی : جفتشون رو میکشم
زن ایرانی : شوهر من از این کارها نمیکنه ، من بهش اطمینان دارم ...!!!

 

قوانین مورفی

- وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!
- اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن!
- موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته،
یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی 2-2 تموم شده!
- هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب!
- وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی.
- هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین.
اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن.
- تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه.
- موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.
- سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه،
نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!

- اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده!
اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذف کنه، شونصد نفر یادت می افتن
و بابای گوشیت رو در میارن از بس مسیج میدن که فلانی، استاد گفت حذفی!
- برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه های زیاد.
- اگه یه ماشین صفر بخری، هرچقدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی،
بازم خط روش می افته، ولی ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان کرج، شب بیا سالم برش دار.
- یه وقت هایی که خیلی عجله داری اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای می بینی 2تاش پنچره!
- دقیقا همون روزی که 5 دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن!
- دقیقا وقتی جفت دستات تا آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره!
- اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، 10 روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره.
355 روز بعدش هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید
این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه
- اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

 

اشتباه فرشتگان


درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود .

پس از اندك زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می كند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم!؟

از روزی كه این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می كند و...

حال سخن درویشی كه به جهنم رفته بود این چنین است: با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند

 

قانون دانــــه

  

نگاهی به درخت ســـیب بیندازید. شاید پانـــصد ســـیب به درخت باشد که هر کدام حاوی ده دانه است. خیلی دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسیم "چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟"

اینجا طبیعت به ما چیزی یاد می دهد. به ما می گوید:

"اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً می خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یکبار تلاش کنید."

از این مطلب می توان این نتایج را بدست آورد:

- باید در بیست مصاحبه شرکت کنی تا یک شغل بدست بیاوری.

- باید با چهل نفر مصاحبه کنی تا یک فرد مناسب را استخدام کنی.

- باید با پنجاه نفر صحبت کنی تا یک ماشین، خانه، جاروبرقی، بیمه و یا حتی ایده ات را بفروشی.

- باید با صد نفر آشنا شوی تا یک رفیق شفیق پیدا کنی.

وقتی که "قانون دانه" را درک کنیم دیگر ناامید نمی شویم و به راحتی احساس شکست نمی کنیم.

قوانین طبیعت را باید درک کرد و از آنها درس گرفت.


در یک کلام:

افراد موفق هر چه بیشتر شکست می خورند، دانه های بیشتری می کارند.


- همه امور به هم مربوطند


آیا دقت كرده اید كه هر وقت به طور منظم ورزش می كنید، میل به غذاهای سالم تر و بهتر دارید؟

آیا دقت كرده اید كه وقتی غذاهای سالم تر و بهتری می خورید انرژی بیشتری دارید و طبعاً دوست دارید كه ورزش كنید؟

همه چیز در زندگی به هم مربوط است. روش تفكر شما روی روحیه شما مؤثر است، روحیه شما بر نوع راه رفتن تان مؤثر است، راه رفتن شما روی نحوه گفتارتان اثر می گذارد، روش حرف زدن تان روی طرز فكرتان مؤثر است!

تلاش برای پیشرفت در یك بُعد زندگی بر سایر ابعاد زندگی اثر می گذارد.

وقتی در خانه خوشحال هستید، در محل كار نیز احساس شادی بیشتری خواهید كرد و وقتی سر كار شاد باشید در خانه نیز شاد خواهید بود.

اینها به چه معناست؟

- اینكه برای پیشرفت در زندگی می توانید از هر نقطه مثبتی شروع كنید. می توانید با برنامه ای برای پس انداز، نوشتن لیست اهداف تان، رژیم غذایی یا تعهد برای گذراندن وقت بیشتر با فرزندانتان شروع كنید. این كار مثبت منجر به نتایج مثبت دیگر هم می شود، چونکه همه امور به هم مربوطند.

- مهم نیست كه تلاشی كه جهت "پیشرفت" می كنید كجا صرف می شود. مهم این است كه شروع كنید.

- عكس این قضیه هم صادق است. یعنی اگر یك بعد زندگی شما خراب شد، سایر ابعاد هم به زودی خراب می شود. باید به این مسأله دقت خاصی داشته باشید.

در یک کلام:


هر كاری كه انجام می دهید به نوبه خود اهمیت دارد زیرا بر امور دیگر نیز مؤثر است.

- چرا؟

هنگامی كه بلایی به سرمان می آید، یا همه چیزمان را از دست می دهیم یا كسی كه عاشقمان بوده ما را ترك می كند، اغلب ما از خودمان می پرسیم:
"چرا؟"
"چرا من؟"
"چرا حالا؟"
"چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟"

سؤالاتی كه با "چرا" شروع می شوند، ممكن است ما را به یك چرخه بی حاصل بیندازند.

اغلب جوابی برای این "چرا" ها وجود ندارد و یا اگر هم جوابی وجود داشته باشد، اهمیتی ندارد.

افراد موفق سؤالاتی از خود می پرسند كه با "چه" شروع می شوند:


"چه چیزی از این پیشامد آموختم؟"

"چه كاری باید در برخورد با این پیشامد بكنم؟"

و هنگامی كه پیشامد واقعاً فاجعه آمیز است، از خود می پرسند: "چه كاری طی 24ساعت آینده می توانم بكنم تا اوضاع كمی بهتر شود؟"

اینها از آنچه كه دارند بیشترین استفاده را می كنند و آنچه كه از دستشان بر می آید انجام می دهند. و اگر زندگی بر وفق مراد نبود، خیلی مهم نیست كه "چرا؟"

و در یک کلام:

افراد خوشبخت هیچوقت نگران نیستند كه آیا زندگی بر "وفق مراد" هست یا نه! بلکه حتی برای چیزهای هر چند کوچکی که پیام آور خوشبختی است ارزش قائلند.


برگرفته از کتاب "خوشبختی در یك كلام

 

گفتگو با خدا

پرسیدم..... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

با كمی مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

وبدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .

 

 

پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

 

 

داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ...

هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،

آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،

شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..

مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ... ،

مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ..

 

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

 

كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد :

زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،

فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،

زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست

دو چیز را همیشه فراموش كن:

خوبی كه به كسی می كنی

بدی كه كسی به تو می كند

 

 

دنیا دو روز است:

یك روز با تو و یك روز علیه تو

روزی كه با توست مغرور مشو و روزی كه علیه توست مایوس نشو. چرا كه هر دو پایان پذیرند.

 

قیمت تلفن از جهنم به ....

یک انگلیسی ؛ یك آمریكایی و یك ایرانی مردند و همگی رفتند جهنم ...

فرد انگلیسی گفت: دلم برای انگلیس تنگ شده ... می خواهم با انگلستان تماس بگیرم و ببنیم بعضی افراد آنجا چه كار می كنند !
تماس گرفت و به مدت 5دقیقه صحبت كرد ...
سپس گفت:
خب، شیطان چقدر باید برای تماسم بپردازم ؟
شیطان 5 میلیون دلار خواست ...
5
میلیون دلار ؟؟ !!!
انگلیسی چك كشید و برگشت روی صندلی اش نشست ...

فرد آمریكایی خیلی حسود بود و شروع كرد به جیغ و فریاد كه من هم می خواهم با امریكا تماس بگیرم و از اوضاع اونجا با خبر شوم .
او تماس گرفت ...
و به مدت 10 دقیقه صحبت كرد . سپس گفت: خب شیطان ، چقدر باید بابت تماسم پرداخت كنم ؟؟ !!
شیطان 10 میلیون دلار خواست ...
10
میلیون دلار ؟؟ !!!
آمریكایی چك چكشید و برگشت بر روی صندلی اش نشست ...

و اما ایرانی که خیلی خیلی حسود بود ... او شروع كرد به جیغ و فریاد كه من هم می خواهم با كشورم تماس بگیرم و از اوضاع آنجا باخبر بشوم .
با كشورش تماس گرفت و به مدت 12 ساعت صحبت كرد .. !
سپس گفت: خب شیطان ، چقدر باید برای تماسم پرداخت كنم ؟
شیطان گفت:
1
دلار ...
فقط 1دلار ؟؟؟ !!!
شیطان گفت بله خب ... از جهنم به جهنم داخلیه ... !!!



 

اين خانم را می شناســـيد؟

.

واقعا نمی شناسيد؟



SMS

1.      سوال امتحانی لرها : احمد شاه قاجار را فقط نام ببرید

 

2.      هنگامی که خداوند لر را آفرید فرشتگان گفتند چیکار کنیم،سجده کنیم؟ گفت نه فرار کنید سنگ دستشه.

3.      یه لره چند وقته حیرونه که چرا خودش یه داداش داره ولی خواهرش دوتا!!!!!!!!!!!!!

 

4.      به گزارش خبر گزاري ایرنا لری که به قصد خودکشی سرش را روی ریل گذاشته بود پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت!!!!!!!!!

 

7. لره ميره آمريکا خونه برادرش، بلد نبود بره توالت فرنگي، توي گلدون ميريد وخاک روش ميريخت. بعدازبرگشتنش برادره ازامریکا تماس میگیره میگه: شرگ الله فقط بگو کجا ریدی که تا حالا3 تا خونه عوض کردم هنوز بو گیت میاد!!

 

 

9. لره ادعاي پيامبري ميکنه . بهش ميگن خوب معجزه اي ، چيزي بيار تا باور کنيم .. ميگه خدا وکيلي همين که يه لر پيامبر شده خودش معجزه نيست؟

 

10 اولین دوره المپیک لرها معروف به لرمپیک:1 - شنا با مانع 2 - کشتی با اسب 3 - پرش روی نیزه 4 - شیرجه روی چمن 5 - اسب سواری با الاغ 6 - هاکی روی میخ 7 - گاوبازی با شتر 8 - پرش توی چاه 9 - قایق سواری با آبکش 10- پرتاب جانباز با ویلچر11- دو در میدان مین 12- پينگ پنگ ساحلي 13- شناي قورباقه از پهلو 14- واترپلو با خورشت قيمه

 

11. اردبیل برق میره، ترکه یه قابلمه بر میداره میره در خونه لره. لره درو باز مبکنه ترکه میگه یکمی برق داری بدی، لره میگه خاک تو اون سرت کنن واسه همینه میگن ترکا خرن برو یه ظرف پلاستیکی بیار برق نگیرتت.

 

 

12 تو مراسم ختم لره بلندگو میگه : مرحوم وصیت کرده ، سیاه نپوشین . یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش می پوشیم . 

 

13.لره زنگ می زنه پیتزا فروشی می گه آقا دو تا پیتزا بفرستین. پیتزا فروش می گه به نام؟؟  لره می گه ببخشید به نام خدا دو تا پیتزا می خواستم!

 

14.لره رفت خواستگاری پدر دختره گفت 1000سکه لره گفت: زیاده یکی رو پیدا کردم 14 سکه تازه حامله ام هست 

 

 

15.سربرگ انشای یک لره فرهیخته : "به نام خدایی که هرچه می کشیم از اوست"!

 

16.مناجات یک لر با خدا: ای خدا نه کاری وت دارم نه کاری وم داشته بو!

 

17.وصيت لر: دور قبرم او صابون بریزین تا هر کی اومه بیفته بخندم روحم شاد وابو!

  

19. لر کیست ؟ موجودیست که در برابر فهمیدن مقاومت میکند

 

20. به لره میگن : خسته نباشید ، لره میگه : حالا مثلا خسته باشم چه گوهی میخوای بخوری ؟

 

21. شعارهای تبلیغاتی کاندیداهای مجلس لرستان:1-انتقال برج میلاد ازتهران به لرستان. 2-لوله کشی نوشابه به منازل. 3-افزایش امامزاده های منطقه. 4-طرح مسقف کردن کل شهر. 5-احداث اتوبان خرم آباد_نیویورک

 

22. لره تلويزيون ميخره بعد کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد

  

24. بچه مثبته از لره میپرسه : آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟ لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه

 

25. به لره مي گن تا حالا مربا بالنگ خوردي ميگه نه من مربا با دست مي خورم.

 

26. يه روز 4 تا لر سوار آسانسور ميشن هر كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از لرا ميگه : به افتخار آي راننده صلوات.

 

27.  افسره به لره ميگه بزن دنده يك راه بيفت لره ميزنه دنده عقب ! افسره ميگه چرا دنده عقب زدي ؟ لره ميگه ميخام خيز بگيرم

 

28.  به لره ميگن وقتي حضرت يونس گم شد چي شد؟ ميگه سازمان يونس كو تاًسيس شد

 

29.  به لره میگن: نظرت راجعه به این 4 مورد چیه؟ 1- شخصیت 2- شعور 3- فهم 4- عقل ، لره یک کم فکر میکنه میگه : به نظر من این همون چهار محال بختیاریه

 

30.  هفته گذشته كلاس بستن كروات در خرم آباد برگزار شد كه در اين كلاس 35 نفر به علت خفگي جان باختند

 

31.  نره خرچيست؟ واحد محاسبه قدرت در مردان لر به جاي اسب بخار

 

32.  لره میره دکتر امپول بزنه .دکتر میگه چپ بزنم یا راست؟ لره مگه: جان مادرت کون مارو سیاسی نکن همون وسط بزن بریم!!!......

 

33.  خدا برای روح لر 72 فرشته نازل کرد 2 تا برای سوال و جواب 70 تا برای اینکه سوالا رو حالیش کنن

 

34.  لره رئیس فدراسیون شطرنج میشه دوتا قانون میزاره: 1. فیل دیگه نمی تونه اسب رو بزنه 2. سگ هم بازیه

 

35.  به لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، ‌تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار

 

36.  هدف از آفرينش لرها : 1- ايجاد رعب و وحشت در بين حيوانات 2- ايجاد شادي بين انسانها 3- روحيه دادن به ترکها

 

37.  عروسی دختر لره بوده . فامیلهای داماد شعر میخوندن و میگفتن : نون و بنیرو نعنا مادر عروس شد تنا . بابای عروس شاکی میشه میگه : نون و بنیرو پونه بس من انم تو خونه .

 

38.  لره ماشینشو بیمه میکنه مسئول بیمه بهش میگه : خوب انشاالله که از این بیمه استفاده نکنین....لره هم میگه : انشاالله تو هم ز پیلش خیر نبینی پدر سگ...

 

39.  چند نفر تهرانی واسه اینکه لر رو دست بندازند یه چک دادند دستش و روش نوشتند <خدا تومن>. لر ساده دل هم با چک خدا تومنی رفت بانک، با کمال تعجب دیدند لره با دو سه گونی پول داره میاد ، تحقیق کردند دیدند رئیس بانک ترکه. 

 

40.  یه شب یه دفعه مصرف برق تو لرستان صفر میشه تحقیق میکنن میبینن اون شب تو سریالی که از تلویزیون نشون میدادن مرده به زنش میگه شب به خیر لورا.

 

41.  مداحه میگه: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا , چند دقیقه بعد چراغ ها رو که روشن میکنن میبینن همه ساک به دست وایستادن دم در , مداحه میگه شما ها ترکین؟ میگن نه, ما لریم , ترکا تو اتوبوسن  

 

42.  از لره مي‌پرسند: توی طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:‌آره بابا، «لره و هاردي»، «سوفيا لره»، «اليزابت تای لور»، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته «كلر»!

 

43.  به لره ميگن : چي شد مامانت مرد؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد ... ميگن مرد؟ ميگه: نه، افتاد رو کولر، کولر شکست ... بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ ميگه: نه، بعد افتاد رو تراس، تراس خراب شد ... ميگن: خوب اين دفعه مرد؟ ميگه: نه بابا، بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد ... ميگن: حتماً اين دفعه مرد؟ ميگه: بازم نمرد، ولي ديديم داره به خونه كلی خسارت مي زنه با تفنگ كشتيمش

 

تست هوش

از بچه‌های کودکستان سوال زیر پرسیده شد:
«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت می‌کند؟»
bus1.gif
به دقت به شکل نگاه کنید.
جواب سوال بالا را می‌دانید؟
تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»

درباره‌اش فکر کنید ...
هنوز نمی‌دانید به کدام طرف حرکت می‌کند؟
عیب نداره! ما به شما می‌گوئیم.
ادامه نوشته

وعـده ی پــوچ


پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد.
هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.
از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود : ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم اما وعده ی لباس گرم تو مرا از پای درآورد ...

 

 

آرامش سنـگ یا آرامش بـرگ ؟

 


مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود.
استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست.
مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: "عجیب آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟"
استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود.
سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت.

استاد گفت: "این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد. حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را؟!"
مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت: "اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست! لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم!"

استاد لبخندی زد و گفت: "پس چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده."
استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد.
چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسید: "شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟"
استاد لبخندی زد و گفت: "من تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی و به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم و من آرامش برگ را می پسندم ...



 

مـرد واقعـی و مسلمـان واقـعی


میگویند وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری ها پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند. هیچکدام از تجّار بازار حاضر به اینکار نشد. وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، مالک بسیار ثروتمند، خواهر مظفّرالدین شاه و مادر مرحوم دکتر امینی رسید، به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازار پول قرض کنی ؟ من حاضرم در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم...
و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد.
یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود. به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد.
روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است.
ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند. کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند.
شاه پرسید: پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم امروز روز قتل مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست در این روز عرق بفروشم.
شاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است.
آنوقت رضاشاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت: "در این مملکت یک مرد واقعی داریم آنهم خانم فخرالدّوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است"



 

زنـدگی خـروسی


کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.
یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.
جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست.
او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی.
تا اینکه یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند.
عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد.
اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.
اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی؟ پس به دنبال رویاهایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.


نویسنده: گابریل گارسیا مارکز

 

حکایـت دو گـدا


دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود...
مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.
یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده.
رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه اینجا مرکز مذهب کاتولیک هم هست.
پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش.
در واقع از روی لجبازی هم که باشه مردم به اون یکی پول میدن نه به تو.
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین
*" بازاریابی یاد بده؟!

* گلدشتین یه فامیل معروف یهودیه

 

 

مـلا و شـراب فـروش !


سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.
ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست !
ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند !
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم :
یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند !
و سوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد …!


"پائولو کوئیلو"

 

ارزش واقـعی


در اوزاکای ژاپن، شیرینی‌سرای بسیار مشهوری بود. شهرت او به خاطر شیرینی‌های خوشمزه‌ای بود که می‌پخت.
مشتری‌های بسیار ثروتمندی به این مغازه می‌آمدند، چون قیمت شیرینی‌ها بسیار گران بود.
صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوش‌آمد مشتری‌ها به این طرف نمی‌آمد. مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است.
یک روز مرد فقیری با لباس‌های مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیک پیش‌خوان آمد.
قبل از آن‌که مرد فقیر به پیشخوان برسد، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوش‌آمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیب‌هایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد!
صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دست‌های مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک می‌کرد، صاحب فروشگاه همچنان تعظیم می‌کرد.
وقتی مشتری فقیر رفت، فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند و پرسیدند که در حالی که برای مشتری‌های ثروتمند از جای خود بلند نمی‌شوید، چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید.
صاحب مغازه در پاسخ گفت: مرد فقیر همه‌ی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد.
این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود.
شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است، اما نه آنقدر که برای مرد فقیر، خوب و باارزش است.


برگرفته از كتاب: باترا، پرومودا؛ رمز و راز زندگی بهتر

 

معنـای عـشـق واقـعی


یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیرتکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند : با بخشیدن، عشقشان را معنا می کنند. برخی "دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین" را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی" را راه بیان عشق می دانند. در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود !
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.
بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید... ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که "عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود."

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند و او قبل از اینکه حرکتی از همسرش سر بزند به اینکار اقدام کرد. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیشمرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

 

آدابی خوردن توی مهمونیا اصفانیا!!!!


 
آدابی غذا خوردن توی مهمونیا ومراسمات اصوانیا

1) قبلی غذا میباس رف دسشویی
2) بغل دسی بزرگونی مجلس می باس وایساد ( اونجا سفره پر رنگ ترس)
3) اول مرغ ا کباب ا ماهیا وردار بدی برنجا بکش(تو نسخه اصیل تر میگن اصی برنج نکش)
4) اگه سری
میزی عروسیا ایناس، آاآ میبینی‌ ضایع نیست،بشقابی بغل دسیادا بذار زیری بشقابد تا کسی بغل دسد وای نسد

5) دوغاآخری دس بخور آخه ماساش کفی دلد میشیند سیر میشی

6)کمر بندا اول محکم کون آ یخده یخده واز کون تا آجری بیچینی
7) هر دفی سردا بالا کون آ شکری خدا را بکون آ یه نفسی عنیق بکش تا یخدچی جا تو معدد وا بشد
8)اگه میشد
نشینا غذا بخور!تا وایسی غذا کف میشیند بیشتر میخوری

9)یک روش برای خوردن کباب آ خورش ماس با هم: کبابی کوبیده را چار لا کونین آ چنگالا بزنین توش بعد بزنین تو خورش ماس آ سه تا تابش بدین تا خب جذب کوند خورش ماسا را. بعدی خیلی خیلی سریع بذارین دندون! چون این کار خیلی سریع اتفاق می افتد معده نیمیتوند به مغز فرمون بدد چیطو شد و شوما سیر نیمیشین به این راحتیا!

 

 

با تشکر از دوست خوبم نیلوفر

 

 

مدارک تحصیلی

در این قسمت مباحث مرتبط با مدارک تحصیلی اعم از آزاد کردن مدارک و ریزنمرات، ترجمه مدارک، آزاد کردن از طریق عدم کاریابی و ... بحث شده است.

دانشنامه و ریزنمرات دروس گذرانده شده جزو مدارکی هستند که اکثر دانشگاه ها برای بررسی صلاحیت شما نیاز دارند. کپی این مدارک و ترجمه آنها باید به همراه سایر مدارک به دانشگاه های مورد نظر ارسال شود.  

ادامه نوشته

گرفتن پذیرش از دانشگاه های ایتالیا

گرفتن پذیرش

 

 

ادامه نوشته

معرفی دانشگاههای ایتالیا مورد تایید وزارت علوم

 

‌‌الف) دانشگاه‌ها و مراكز آموزش‌ عالی‌ ایتالیا، گروه‌ یك‌ (ممتاز).

1- Universita degli studi di BARI

2- Universita degli studi di BOLOGNA

3- Universita degli studi di CAGLIARI

4- Universita degli studi di CATANIA

5- Universita degli studi di FERRARA

6- Universita degli studi di FIRENZE

7- Universita degli studi di GENOVA

8- Universita degli studi di MILANo

9- Politecnico di MILANO

10- Universita Cattolica del Sacro Cuore – MILANO

11- Universita degli studi “Federico II” di NAPOLI

12- Universita degli studi di PADOVA

13- Universita degli studi di PALERMO

14- Universita degli studi di PARMA

15- Universita degli studi di PAVIA

16- Universita degli studi di PERUGIA

17- Universita degli studi di PISA

18- Universita degli studi di ROMA “La Sapienza

19- Universita degli studi di SIENA

20- Universita degli studi di TORINO

21- Politecnico di TORINO

22- Universita degli studi di TRIESTE

ب) دانشگاه‌ها و مراكز آموزش‌ عالی‌، گروه دو (خوب)

1- Universita Degli Studi di Trento

2- Universita’ Degli Studi di Urbino (University of Urbino)

3- Universita’ Degli Studi di Verona (University of erona)

4- Universita’ Degli Studi di Roma Tor Vergata (University of Roma Tor Vergata)

5- Universita’ Degli Studi di Sassari (University of Sassari)

6- Scuola Superiore ‘Sant’ Anna’ di Studi Universitari e Perfezionamento

7- Universita’ degli Studi di Udine (University of Udine)

8- Universita’ degli Studi di Macerata (University of Macerata)

9- Politecnico di Bari (Technical University of Bari)

10- Universita’ di Camerino (University of Camerino)

11- Universita’ degli Studi di Roma Tre (University of Tre)

12- Universita’ degli Studi della Tuscia (University of, Viterbo)

13- Scuola Normale Superiore (School of Education, Pisa)

14- Universita’ degli Studi di Bergamo (University of Bergamo)

15- Universita’ della Calabria (University of Calabria)

16- Universita’ degli Studi di Modena e Reggio Emilia (University of Modena and Reggio Emilia)

17- Universita’ degli Studi di Messina (University of Messina)

18- Universita’ degli Studi di Brescia (University of Brescia)

19- Universita’ Commerciale ‘Luigi Bocconi

20- Scuola Internazionale Superiore de Studi Avanzati di Trieste (SISSA)

22- Universita’ degli Studi di Salerno

23- Universita’ Ca’ Foscari di Venezia

24- Conservarori di Musica G.B.Martini

24- صرفاتا مقطع کارشناسی

25- Academie di Velle Arti

25- کلیه آکادمی هنرهای زیبای دولتی صرفاٌ تا مقطع کارشناسی معتبر هستند.

26- Seconda Universita' degli studi di Napoli

27- دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی كه‌ مورد تأیید وزارت‌ دانشگاه‌ها و تحقیقات‌ علوم‌ و فناوری‌ ایتالیا هستند.

 

ج) دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، گروه سه (متوسط)

1- Universita’ per Stranieri di Perugia (University for Foreigners, Perugia)

2- Universita’ IUAV di Venezia (IUAV University of Venice)

3- Universita’ per Stranieri di Siena (University for Foreigners, Siena)

4- Accademia di Belle Arti di Firenze

4- صرفا" تا مقطع کارشناسی ارشد و در رشته هنر پس از بررسی کیفی (اخذ آزمون، بررسی رساله)

5- Accademia di Belle Arti di Brera

5- صرفا" تا مقطع کارشناسی ارشد و در رشته هنر پس از بررسی کیفی (اخذ آزمون، بررسی رساله)

6- Universita degli studi dell’ Insubria

6- صرفاً تا مقطع کارشناسی

7- Universita’ degli Studi di Teramo (University of Teramo)

8- Universita’ degli Studi dell’ Aquila (University of Aquila)

9- Scula Internazionale Superiore di Studi Avanzi di Trieste

9- صرفاً در رشته های علوم طبیعی، علوم زیستی- فیزیک

10- Libera Universita’ Internazionale degli Studi ‘Guido Carli’ (LUISS ‘Guido Carli)

10- صرفاً تامقطع کارشناسی ارشد و در رشته های حقوق، اقتصاد، علوم سیاسی

11- Conservatorio di Torino Guiseppe Verdi

11- پس از بررسی کیفی (اخذآزمون، بررسی رساله، درخواست مقاله)

12- Universita’ degli Stadi ‘Magna Graecia’ di Catanzaro

12- پس از بررسی کیفی (اخذآزمون، بررسی رساله، درخواست مقاله)

13- Universita’ degli Stadi di Milano- Bicocca

13- پس از بررسی کیفی (اخذآزمون، بررسی رساله، درخواست مقاله)

14- Libera Universita’ Mediterranea ‘Jean Monnet

14- پس از بررسی کیفی (اخذآزمون، بررسی رساله، درخواست مقاله)

15- Universita’della Val d’ Aosta

15- پس از بررسی کیفی (اخذآزمون، بررسی رساله، درخواست مقاله)

16- Libera Universita’ Maria SS Assunta

16- پس از بررسی کیفی (اخذآزمون، بررسی رساله، درخواست مقاله)

17- Universita’ degli Stadi del Piemonte Orientale ‘Amedeo Avogadro

17- پس از بررسی کیفی (اخذآزمون، بررسی رساله، درخواست مقاله)

18- Universita’ Vita- Salute San Raffaele

18- پس از بررسی کیفی (اخذآزمون، بررسی رساله، درخواست مقاله)

19- Universita' degli di Cassino

 

‌معرفی‌ دانشگاه‌ها و مراكز آموزش‌ عالی‌ نا معتبر در كشور ایتالیا

چنانچه نام دانشگاه یا موسسه ای در فهرست دانشگاه ها و موسسات اعلام شده (اعم از معتبر و غیر معتبر) منعکس نشده باشد، متقاضی می بایست اعتبار آن را از اداره کل امور دانش آموختگان استعلام نماید.

1- Pebble Hills University

2- IUSS/ROSE School

3- St. John International University

 

 

 

مقاطع‌ تحصیلی‌ در ایتالیا

مقاطع‌ تحصیلی‌

1.     Diploma Universitario DU ط‌ول‌ مدت‌ این‌ دوره‌ حداقل‌ ۲ و حداکثر ۳ سال‌ بعد از دیپلم‌ دبیرستان‌ می‌ باشد که‌ سط‌ح‌ اول‌ تحصیلات‌ دانشگاهی‌ در ایتالیا نامیده‌ می‌ شود. دانش‌ اموزان‌ به‌ همراه‌ درس‌ در دوره‌ های‌ کاراموزی‌ شرکت‌ می‌ نمایند و اماده‌ می‌ شوند که‌ بعد از پایان‌ دوره‌ در حرفه‌ های‌ مورد نظ‌ر در بازار مشغول‌ شوند. در پایان‌ دوره‌ به‌ دانش‌ اموختگان‌ مدرک‌ Diplomato in…. که‌ با گرایش‌ ذکر می‌ شود اعط‌ا می‌ شود. دارندگان‌ این‌ نوع‌ مدرک‌ می‌توانند وارد سال‌ دوم‌ دوره‌ Laureaدر رشته‌ تحصیلی‌ خود شوند.

2.     Diploma di Laurea DL   ط‌ول‌ مدت‌ تحصیلی‌ در این‌ دوره‌ حداقل‌ ۴ سال‌ است‌ که‌ شامل‌ رشته‌ های‌ علوم‌ انسانی‌ و بعضی‌ دوره‌ های‌ علوم‌ پایه‌است‌ دوره‌ های‌ ۵ ساله‌ مربوط‌ به‌ رشته‌ های‌ فنی‌ و مهندسی‌ و یا کشاورزی‌ می‌ باشد و دوره‌ های‌ پزشکی‌ نیز به‌ مدت‌ ۶ سال‌ است‌. این‌ دوره‌ سط‌ح‌ دوم‌ تحصیلات‌ دانشگاهی‌ در ایتالیا میباشد که‌ دانشجو همراه‌ گذراندن‌ دروس‌ مربوط‌ به‌ کاراموزی‌ نیز می‌ پردازد و در سالهای‌ پایانی‌ موظ‌ف‌ است‌ تحقیقاتی‌ انجام‌ داده‌ و از رساله‌ خود دفاع‌ موفقیت‌ امیز نماید یاداوری‌ گردد که‌ در مدارک‌ دانشگاهی‌ ایتالیا واژه‌  Dottore/Dottoressa اورده‌ میشود که‌ این‌ نباید با مدارک‌ دانشگاهی‌ سط‌ح‌ سوم‌ در کشور ایتالیا (Dottore di Ricerca) اشتباه‌ شود.

3.      Diploma diSpecializzazione DSاین‌ دوره‌ بعد از مقطع‌ Laurea اغاز می‌ گردد و شرط‌ ورود دارا بودن‌ مدرک‌ Laurea و قبولی‌ در امتحانات‌ ورودی‌ می‌ باشد. ط‌ول‌ مدت‌ تحصیلی‌ حداقل‌ ۲ و حداکثر ۵ سال‌ است‌ و به‌ صورت‌ درس‌ و تحقیق‌ ارائه‌ می‌ گردد همانط‌ور که‌ از اسم‌ دوره‌ مشخص‌ است‌ کاملا مباحث‌ تخصصی‌ مورد نظ‌ر می‌ باشد. در پایان‌ دانشجو از رساله‌ تحقیقاتی‌ دفاع‌ می‌ نماید. سط‌ح‌ سوم‌ تحصیلات‌ دانشگاهی‌ در ایتالیا شامل‌ این‌ دوره‌ ها و برنامه‌ تحقیقاتی‌ می‌ باشد.

4.    Dottorato di Ricerca  این‌ دوره‌ را برنامه‌ تحقیقاتی‌ دکترا می‌ نامند که‌ بعد از مقط‌ع‌ Laurea اغاز می‌ گردد و یا در صورت‌ تغییر رشته‌ از داوط‌لب‌ خواسته‌ می‌ شود دوره‌ های‌ تخصصی‌ بند ۳ را به‌ عنوان‌ پیش‌ نیاز بگذراند. ط‌ول‌ مدت‌ تحصیلی‌ حداقل‌ ۳ سال‌ بوده‌ و منحصرا با تحقیق‌ همراه‌ است‌ و لازم‌ است‌ طی‌ این‌ تحقیق‌ مجهولی‌ کشف‌ یا موضوع‌ جدیدی‌ ارائه‌ گردد. دفاع‌ موفقیت‌ امیز از رساله‌ تحقیقاتی‌ الزامی‌ می‌ باشد. شرط‌ ورود به‌ دوره‌ دکترا در ایتالیا دارا بودن‌ مدرک‌ Laurea و شرکت‌ در ازمون‌ سراسری‌ می‌ باشد که‌ برای‌ رشته‌ های‌ گوناگون‌ تعداد مشخصی‌ پذیرفته‌ می‌ شوند. امتحانات‌ سراسری‌ دوره‌ دکترا سالی‌ یک‌ بار توسط‌ وزارت‌ دانشگاهها و تحقیقات‌ علوم‌ و فن‌ اوری‌ برگزار می‌ شود.

ارزشیابی‌ مدارک‌ تحصیلی‌

1.        مدارک‌ Diploma Universitario DU  و کلیه‌ مدارک‌ دانشگاهی‌ از جمله‌ مدرک‌ ۲ Laurea یا ۳ سال‌ بعد از دیپلم‌ دبیرستان‌ به‌ عنوان‌ کاردانی‌ ارزشیابی‌ می‌ شود.

2.        مدارک‌ Diploma di Laurea DL  بعد از دیپلم‌ دبیرستان‌ برای‌ دوره‌ های‌ ۴ ساله‌ به‌ عنوان‌ کارشناسی‌ ارزشیابی‌ می‌ شود.

3.        مدارک‌ Diploma di Laurea DL بعد از دیپلم‌ دبیرستان‌ برای‌ دوره‌ های‌ ۵ ساله‌ به‌ عنوان‌ کارشناسی‌ ارشد پیوسته‌ ارزشیابی‌ می‌ شود.

4.        مدارک‌ (Diploma di Specializzazione) با شرط‌ گذاردن‌ حداقل‌ ۲ سال‌ تحصیلی‌ و داشتن‌ کارشناسی‌ به‌ عنوان‌ کارشناسی‌ ارشد و با دارا بودن‌ کارشناسی‌ ارشد پیوسته‌ به‌ عنوان‌ کارشناسی‌ ارشد در تخصص‌ یاد شده‌ ارزشیابی‌ می‌ شود و یا با نظ‌ر کمیسیون‌ ارزشیابی‌ صحت‌ صدور تایید می‌ گردد.

5.        مدارک‌ Dottorato di Ricerca (DR) با شرط‌ داشتن‌ مدارک‌ Laurea و یا کارشناسی‌ ارشد به‌ عنوان‌ دکترا ارزشیابی‌ می‌ شود.

6.        کلیه‌ مدارک‌ دانشگاهی‌ که‌ به‌ صورت‌ مکاتبه‌ ای‌ ترددی‌ و غیر حضوری‌ اخذ شود غیر قابل‌ ارزشیابی‌ است‌ .

آموزش عالی فنی و حرفه ای

از سال ۱۹۹۸ سیستم آموزشی فنی حرفه ای انسجام یافته درسطح غیردانشگاهی درحال تحقق بخشیده شدن است . با هدف دوباره سازماندهی و نو آوری این شاخه از مطالعه که این منابع را بازسازمانهای آموزشی موجود در آن  قلمرو هماهنگ میکند این ابتکار مهم  شروع آزمایشی است از یک مسیر آموزش تکمیلی غیر دانشگاهی که تحت عنوان تحصیلات تکمیلی  آموزش فنی نامیده می شود.دوره های آموزش تکمیلی فنی و حرفه ای دریک روش هماهنگ با وزارت آموزش و پرورش،دانشگاهها و مدارس با هدف بوجود آوردن متخصصان واجد شرایط لازم جهت اشتغال در بازار کار سازمان یافته و ارائه می گردد.

اهداف کلی

از جمله مهمترین اهداف مراکز آموزش تکمیلی فنی و حرفه ای میتوان از موارد ذیل نام برد:

ž      دستیابی به تخصصهای حرفه ای لازم / بخش های تولیدی که در معرض تغییرات حرفه ای و فنی عمیق قرار می گیرند

ž      ارائه سیستم کارآمد فنی و حرفه ای از طریق تربیت کادر متخصص فنی و حرفه ای

ž      همگامی با دانش فنی و حرفه ای جهانی به واسطه بین المللی شدن بازارها

ž      ایجاد هویتهای حرفه ای لازم بازار کار

ارزیابی تحصیلی

گذراندن حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصد مدت زمان دوره های کارآموزی اجباری است.

در صورت ادامه مطالعات درسطوح « دیپلما یونیورستیارو» و « لائورئا »و موفقیت در آزمونهای عملی و تئوری گواهینامه درجه ۱ فنی و حرفه ای صادر می گردد.این درحالیست که مدارک نهایی باید منعکس کننده دانش و مهارتهای تعلیمی پایان دوره ها ی آموزشی باشد.

 آموزش عالی غیر دانشگاهی

مطابق قانون مصوب سال۲۰۰۰مؤسسات آموزش عالی غیردانشگاهی از مجوز فعالیت رسمی درجهت افراد ماهرغیرآکادمیک در رشته های مختلف برخوردار گردیدند.

این گونه مراکزدرمحدوده سیستم آموزشگاهی ،به عرضه آموزشهای هنری درمدارس موزیک «کانسرواتوری دی موزیکا » آموزش رقص در دانشکده های رقص ملی و یا آموزش ترجمه در آموزشگاه های  مترجمان مبادرت می نمایند.

پذیرش تحصیلی

شرایط ورودی

پذیرش درمؤسسات آموزش عالی غیر دانشگاهی بعد ازموفقیت در امتحان پایانی تکمیلی  متوسطه و یک آزمون ورودی صورت میگیرد.ازآنجاییکه تعداد ظرفیتهای موجود محدود بوده و هرساله ثابت است،درمواردی،برخورداری ازبرخی شرایط و مهارتها به عدم نیاز حضور فرد داوطلب جهت شرکت در آزمون ورودی منتهی می گردد.

 

 

اخذ ویزا و ادامه تحصیل در ایتالیا

اخذ ویزا و ادامه تحصیل در ایتالیا در هر رشته ای که دوست دارید و در هر دانشگاهی که مایلید تنها با صرف اندکی وقت و شرکت در کلاسهای سفارت:

هر ساله تعداد زیادی از جوانان ایرانی مشتاق به ادامه تحصیل در ایتالیا موفق میشند ویزا دریافت کنندمدرسه ایتالیایی(Scuola italiana Pietro Della Valle( در تهران (کامرانیه) کلاسهایی برگزار میکنه و  در این کلاس ها 3 کتاب آموزش زبان ایتالیایی ( 1و2و 3 Espresso)  در طول سه ترم تدریس میشه (هر کتاب یک ترم(.
کتاب هایی که در مدرسه ایتالیایی تدریس میشه بسیار آسون هستند و بیشتر هدفشون آماده کردن شماست برای مکالمات روزمره در ایتالیا.  حالا قبل از اینکه شرایط این کلاسها رو توضیح بدم باید بگم که تنها خوندن 2 کتاب از این 3 کتاب و داشتن دیپلم دبیرستان در ایران شرط گرفتن ویزای تحصیلی ایتالیاست.

مرحله اول : زبان ایتالیایی و امتحان مدرسه ایتالیایی

1.       در کلاسهای زبان مدرسه ایتالیایی شرکت کنید:

این کلاسها شامل آموزش 2 کتاب زبان ایتالیایی بسیار ساده است. هر کتاب در 33 جلسه ی 2 ساعته و 3 روز در هفته (روز زوج یا فرد) تدریس میشه. تدریس کتاب اول از مهرماه شروع میشه و تا دیماه طول میکشه. بعد از پایان تدریس کتاب اول درست مثل همه ی موسسات امتحان پایان ترم از دانشجو گرفته میشه و در صورت اخذ نمره ی قبولی دانشجو به مرحله بعد میره. در این مرحله کتاب دوم هم از بهمن ماه تا اردیبهشت تدریس میشه و  در صورتی که دانشجو موفق به کسب نمره قبولی بشه تقریبا 90% کار انجام شده و شما برای اخذ ویزا به سفارت ایتالیا معرفی میشید.

2.        به صورت متفرقه امتحان زبان ایتالیایی بدید:

علاوه بر این کلاسها که در بالا ذکر شد، مدرسه ایتالیایی بهمن هر سال امتحانی برگزار میکنه برای کسانی که شرایط شرکت در کلاسهای مدرسه ایتالیایی رو ندارند و میخوان خودشون متفرقه بخونند. به این امتحان Esterni میگن. یعنی شما میتونید دو کتاب Espresso 1 ,2  رو خودتون به طور خصوصی یا در آموزشگاه های دیگه بخونید و بعد در ماه بهمن با شرکت در امتحان و کسب حداقل نمره 160 از 200 دقیقا مثل کسانی که در کیلاسها شرکت کردند برای گرفتن ویزا به سفارت معرفی شید.


مرحله دوم : انتخاب رشته و دانشگاه
بعد از اینکه از مرحله یک عبور کردید در یک روز معین به مدرسه ایتالیایی فراخوانده خواهید شد تا در این موارد مشاوره بشوید. شما میتوانید شهرها و رشته های مورد نظر خود را براحتی در سایت انتخاب رشته كه در لینکهای همین وبلاگ هم اومده پیدا كنید.
بعد برای هر دانشگاهی که دوست داشته باشید و هر رشته ای که مایلید ثبت نام میکنید.


هزینه ها :
هزینه ی آموزش زبان ایتالیایی:
          
الف.   2 ترم مدرسه ایتالیایی هر ترم 280.000 تومان
         
یا
            
ب.    امتحان متفرقه 80.000 تومان

*
سفارت از شما میخواهد حتما مبلغ 4000 یورو  با خودتان از ایران به ایتالیا ببرید. تا در صورت بروز هر گونه مشکل شما تضمین مالی داشته باشید. اما این پول برای خودتان است و میتوانید آن را در ایتالیا خرج کنید یعنی این طور نیست که مبلغی به سفارت پرداخت کنید.

*
هزینه ی بلیت سفر به ایتالیا

مدارک مورد نیاز ایتالیا

ایتالیا
مدارک لازم جهت درخواست روادید توریستی از متقاضیان روادید توریستی درخواست می‌گردد جهت ارایه مدارک خود، بین ساعات 30/8 تا 12 روزهای یکشنبه تا پنجشنبه به قسمت ویزا مراجعه نمایند.


مدارک مورد نیاز:

×      فرم،

×      دو قطعه عکس،

×      اصل و فتوکپی صفحه اول گذرنامه و ویزاهای شنگن استفاده شده اصل فتوکپی شناسناه و ترجمه آن،

×      دعوتنامه (نمونه دعوتنامه در قسمت ویزا موجود است)،

×      فتوکپی اجازه اقامت میزبان،

×      در صورت تغییر تابعیت دعوت کننده کپی شناسنامه ایتالیایی،

×      رزرو بلیت،

×      مدارک اشتغال به کار شامل: اصل و کپی آن روزنامه رسمی مشترک+ ترجمه معرفی‌نامه و اصل لیست پرداخت حق بیمه تامین اجتماعی مربوط به شش ماه گذشته، همراه با کپی و ترجمه آن برای کارمندان بخش خصوصی.

×      اصل و کپی کارت نظام پزشکی برای خانم‌های خانه‌دار متقاضی روادید توریستی ارایه مدرک شغلی همسر الزامی است. بخش ویزا این حق را برای خود محفوظ نگه داشته تا در صورت لزوم هر مدرک دیگری را که برای تکمیل پرونده مناسب تشخیص می‌دهد از متقاضی درخواست نماید.


تلفن بخش ویزای سفارت ایتالیا: 6702333- 6702402409
فاکس بخش ویزای سفارت ایتالیا: 67043499
مدارک روادید تجاری
در روزهای یکشنبه تا پنجشنبه به بخش کنسولی سفارت ایتالیا مراجعه و مدارک را ارایه نمایند. (برای گرفتن وقت مصاحبه، راس ساعت 30/8 صبح با در دست داشتن گذرنامه فتوکپی دعوتنامه به بخش کنسولی

Italia

حتی اگر قبلا هم به هیچ کشور خارجی نرفته باشی به محض ورود به فرودگاه بین المللی تهران متوجه محقر بودن بیش از حد این فرودگاه می شوی (بالاخره توی چهار تا فیلم چهار تا فرودگاه که دیده ای!). لباس های فرمی که به هیچ وجه زیبا نیستند (اگر نگوییم زشتند!) بر تن پرسنلی که انگار ارث پدرشان را از تو می خواهند زار می زنند. پرواز آلیتالیا اما خیلی خوب و مرتب است. از همان توی هواپیما می توانی احساس کنی به خارج کشور آمده ای. پذیرایی خوب و البته کنار هر صندلی محلی برای اتصال هدفون برای گوش دادن به موسیقی های جور واجوری که پخش می شود. به هر کس هم یک هدفون می دهند که مال خودش باشد (چه سخاوتمندانه!).

در قسمت بالای هر دو ردیف صندلی یک مونیتور کوچک قرار دارد که لحظه به لحظه از روی نقشه به شما نشان می دهد در کدام منطقه از جهان پرواز می کنیم، چه ارتفاعی، چه سرعتی و اطلاعات دیگری در باره پرواز. از همین مونیتور ها بعد از اتمام پذیرایی فیلم پخش می کنند. فیلم این سفر: پلنگ صورتی.  

 از تهران تا میلان حدودا چهار و نیم ساعت طول کشیده بود 

در فرودگاه مالپنسای ایتالیا سر ساعت فرود می آییم. باران شدیدی می بارد.  به خودم جرات می دهم و راه می افتم به سمت گیت گذرنامه. مسئول گذرنامه می پرسد چرا آمدی؟ می گویم برای اینکه دوری در شهر بزنم. چیز بیشتری نمی گوید و مهر ورود روی گذرنامه می خورد و من در بیرون فرودگاه هستم! به همین راحتی!

پیش از سفر ساعتها در اینترنت تمام زوایای سفرم را جستجو کرده ام پس به راحتی می توانم اتوبوسی را که از فرودگاه مالپنسا(فرودگاه اصلی میلان) مرا به شهر می رساند پیدا کنم. طول سفر باید 45 دقیقه باشد ولی نمی دانم چرا راننده بجای اتوبان از خیابانهای فرعی و پر ترافیک می رود و این زمان می شود یکساعت و نیم! قیمت بلیط  14 یورو. خب این اول کاری باید بگویم این کرایه های گذاف واقعا زور دارد ولی خب کمی که می گذرد عادت می کنم مخصوصا که در اینترنت خوانده ام همین مسیر 45 دقیقه ای با تاکسی می شود 70 یورو! حالا در ایستگاه قطار مرکزی میلان پیاده شده ام. زمان زیادی برای گشت و گذار ندارم پس به گشتن در حوالی همین ایستگاه بسنده می کنم (که البته خودش بسیار جالب و دیدنی است).

ایستگاه مرکزی میلان مثل همه کشورهای اروپایی دیگر هم ایستگاه قطارهای بین المللی است هم بین شهری و هم البته متروهای شهری. ساختمانی عظیم و زیبا و بسیار قدیمی ولی تمیز.

چیزی که در وهله اول از اروپا دستگیرم می شود راحتی بیش از حد مردم آن است. بلند بلند صحبت می کنند ( که معلوم می شود حرفی برای پنهان کردن ندارند!)، با صدای بلند "فین" می کنند! که اولش تعجب کردم و بعد کم کم عادی شد!. مجلاتشان بسیار متنوع و بدون هرگونه شرم و حیاست! این مجله فروشی های ایستگاه های مرکزی در میلان از جمله جاهایی بود که خیلی برای من جذاب و دیدنی بود (فکرش را بکنید یک محوطه به اندازه یک طبقه فروشگاه شهروند پر از مجله به تمام زبانهای اروپایی!).

 

 

 

Tuscany, Italy

SMS